در کلاس درس معلم نگفت که مزرعه ذهنم را درو خواهند کرد و روزی محصولش را برداشت خواهم کرد البته نه این که کشاورزان زحمت کش در کاشت باور و عقاید من تنها باشند خودم در را برایشان باز می کنم می توانم دفعه بعد از آیفون تصویری تفحص بیشتری داشته باشم و از زیر در کاغذهای پرسشنامه ها را رد کنم تا جواب گو باشند 1.شما می خواهید من چگونه باشم؟2.شما چرا دوست دارید به مزرعه من رسیدگی کنید؟3.آیا من با تدابیر شما مزرعه پر باری خواهم داشت و آن تدابیر چیست؟4.شما چه کسی هستید چرا دوست هستید و چرا دشمن
با تعجب به رژلب قرمز رنگ مدل دلربانگاه می کردم می خواستم اندازه واقعی لبش را تخمین بزنم اما حد و حدود رژلبش تا نوک بینی اش می رسید عکس های زیادی از او بود با لباس های رنگارنگ و ادای های مختلف به تصویر خودم به آینه نگاه می کردم آیا من دوست داشتم مانند او باشم با هزار رنگ و روغن .از لوازم آرایشی به دل جامعه شناور شدم انگار همان رنگ ها بر روی صورت زنان اطرافم نشر پیدا کرده بود ساده نبودند دلم برای یک زیبایی طبیعی به قار و قور افتاد در گذرم زنی قیافه اش ساده و بی آلایش بود با چادری سیاه جز او کسی را ندیدم البته بودند با چهره های بی رنگ و روغن ولی چرا تنها او چادر به سر داشت
برچسب:
نویسنده: اشکان پورحسین
تاريخ: جمعه
2 مهر
1395 ساعت: 14:13